///eBook رایگان کتاب هفت عادت مردمان موثر استفان کاوی

eBook رایگان کتاب هفت عادت مردمان موثر استفان کاوی

کتاب هفت عادت مردمان موثر | استفان کاوی | انتشارات هورمزد

هفت عادت مردمان موثر
نویسنده: استفان کاوی؛ ‏‫ترجمه: الهام خرسندی/ ناشر: هورمزد
تعداد صفحه: ۵۳۶
قیمت: ۲۹۰۰۰ تومان
قطع: رقعی
چاپ: دورنگ
شــــابک: ۵-۲۸-۵۳۶۱-۶۰۰-۹۷۸
نوبت چاپ: سوم، ۱۳۹۶

فهرست کتاب هفت عادت مردمان موثر| انتشارات هورمزد

مشهـــورترین افـــــراد دربـــارۀ‌ این کتــاب چه می‌گـــــویند؟
تقــــدیر و ســــپاس
مقــــــدمه
بخــــــش اول: الگـــــوها و قـــــــانون‌ها
تمام و کمال بودن
پارادایم هفت عــــــادت
بخــــــش دوم: پیـــــــروزی فـــــردی
عـــــــادت اول: پویا و پیشگام باشید
قانــــــون‌های نگـــــرش شخصی
عـــــــادت دوم: از آغاز، به نتیجه بیندیشید
قــــــــانون‌های رهبری خویشتن
عـــــــادت سوم: کارها را به‌ترتیب مهم‌بودن انجام دهید
قدرت ارادۀ ‌ مستقل
بخــــــش سوم: پیروزی همگانی و هماهنگی
پارادایم‌های همبستگی دوســــــویه
عـــــــادت چهارم: به‌صورت سیستم برنده/برنده فکر کنید
الگوهای رهبری همبستگی دوسویه
عـــــــادت پنجم: از آغاز، به فکر سرانجام باشد
عـــــــادت ششم: تشریک مساعی
اصــــل‌های همکاری‌هـــــای مبتکرانه
عـــــــادت هفتم: اره را تیز کن
اصل‌های نوسازی متعادل خویشتن
ســــخن آخـــــر

درباره استفان کاوی، نویسنده کتاب هفت عادت مردمان موثر

دکتر کاوی نویسندۀ کتاب «هفت عادت مردمان موثر» است که به‌عنوان یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های دنیا مطرح است و در قرن بیستم به‌عنوان مؤثرترین کتاب در زمینۀ مدیریت و یکی از ده‌ها کتاب‌های برگزیده جهان تا به‌امروز معرفی شده است. این کتاب به همه‌ی زبان‌های زنده‌ی دنیا ترجمه شده است و میلیون‌ها نسخه از آن به ‌فروش رسیده است.
کاوی، مدرک مدیریت بازرگانی را از دانشگاه‌ هاروارد و دکتری را از دانشگاه بریگهام یانگ گرفت و همان‌جا به‌عنوان استاد واحدهای رفتاری سازمانی و مدیریت در تجارت و نیز مدیر رابطه‌های دانشگاه و دستیار رئیس دانشگاه مشغول به کار شد.

کتاب هفت عادت مردمان مؤثر | انتشارات هورمزد | استفان کاوی

مقدمۀ کتاب هفت عادت مردمان موثر | نشر هورمزد

از زمانی که کتاب هفت عادت مردمان موثر برای اولین بار به چاپ رسید، دنیا به‌طور شگفت‌انگیزی دگرگون شد. در واقع، زندگی پیچیده، پر‌استرس و پر از نیاز است. ما از عصر صنعتی به عصر اطلاعات گذر کرده‌ایم که نتیجه‌های زیادی را در پی داشته است. از طرف دیگر، امروزه با چالش‌هایی در زندگی‌ شخصی، خانوادگی و کاری خود روبه‌رو هستیم که در یک یا دو دهۀ قبل به هیچ وجه قابل تصور نبود. این چالش‌ها به‌خاطر نظم و ترتیب جدید مسأله‌ها و نیز تفاوت ‌آن‌ها با مسائل دوره‌های پیشین است.
این دگرگونی‌های فراگیر در جامعه و تغییرهای شگرف در بازار جهانیِ دیجیتالی به این مهم می‌انجامد که من بیشتر وقت‌ها منصفانه از خودم می‌پرسم: «آیا هفت عادت مردمان مؤثر هنوز هم در مورد مسأله‌ها صدق می‌کند؟» و مسأله‌ای دیگر: «آیا ‌آن‌ها ده، بیست، پنجاه یا صد سال آینده نیز کارایی خواهند داشت؟» پاسخ من: «هر چه تغییرها بزرگ‌تر و هر چه چالش‌ها پیچیده‌تر باشند، آن عادت‌ها بیشتر از قبل به این دوران ارتباط پیدا می‌کنند.»

دلیل: مشکل‌ها و دردهای ما، جهانی و رو به افزایش‌اند، در نتیجه راه حل ‌آن‌ها نیز همیشه براساس قانون‌های جهانی، همیشگی و ثابت هستند که در طول تاریخ در مورد همۀ جوامعِ پایا و سعادتمند مشترک است. من آن قانون‌ها را اختراع نکردم و بنابراین از این بابت افتخاری نصیبم نمی‌شود. من فقط ‌آن‌ها را شناسایی و سازماندهی کردم و به‌صورت سیستمی پشت سر هم درآوردم. یکی از مهمترین آموخته‌های من در زندگی این است: اگر می‌خواهی به بزرگ‌ترین آرزوهایت برسی و بر بزرگ‌ترین چالش‌هایت غلبه کنی، قانون یا تئوریِ طبیعی‌ای که منجر به نتیجه‌های دلخواهت می‌‌شود را شناسایی کن و به‌کار بگیر.
اینکه چگونه آن قانون را به‌کار بگیریم در هر فرد متفاوت است. به‌عبارت دیگر ابتکارها، استعدادها و نقطه‌های قوتِ منحصربه‌فرد ما هستند که روش به‌کارگیری این قانون‌ها را تعیین می‌کنند، اما در نهایت، پیروزی در هر تلاشی، همیشه وابسته به هماهنگ بودن با آن قانون‌هایی است که با پیروزی و موفقیت پیوند خورده‌اند. بسیاری از افراد، دست‌کم در حالت خودآگاهانه، چنین فکری نمی‌کنند. در حقیقت، شما به‌تدریج در خواهید یافت که راه‌حل‌هایی که براساس قانون‌های طبیعی هستند، در تضاد کامل با عمل و طرز تفکر عامه مردم قرار دارد.

این کتاب را نیز ببینید: شرکت خلاقیت؛ غلبه بر نیروهای غیره‌منتظره‌ای که سر راه الهام‌بخشی قرار می‌گیرند

اجازه دهید این تضاد را با چند چالش مشترک در بین انسان‌ها به‌تصویر بکشم:

ترس و احساس نبود امنیت | ۷ عادت مردمان موثر

امروزه بسیاری از افراد، با احساس ترس درگیرند. ‌آن‌ها از آینده می‌ترسند و در محل کار، انسان‌هایی آسیب‌پذیرند و از اینکه شغلشان را از دست بدهند و نتوانند خانوادۀ خود را تأمین کنند، در هراسند. بیشتر وقت‌ها این حس آسیب‌پذیر بودن باعث می‌شود افراد، زندگی بدون ریسک و همراه با وابستگی شدید به دیگران -در خانه یا محل کار- را دنبال کنند:
پاسخ فرهنگ ما به این مشکل این است که تا می‌توانیم مستقل باشیم.
«تمرکز من، در خودم و دارایی‌هایم است». «من کار خودم را به‌خوبی انجام خواهم داد و وقتی از آن فارغ شدم به تفریح و سرگرمی می‌پردازم.» استقلال، امری مهم و حیاتی است و نوعی ارزش یا دستاورد به‌شمار می‌آید. مسأله این است که ما درواقع به‌صورت هم‌بستگیِ دو‌سویه زندگی می‌کنیم و مهم‌ترین دستاوردهای ما در گرو مهارت‌های هم‌بستگی‌های دو‌سویه است که از حد توانایی‌های کنونیِ فردیِ ما خارج است. «من آن را همین حالا می‌خواهم.» مردم همه چیز می‌خواهند و همین حالا می‌خواهند. «من پول می‌خواهم. من یک خانۀ بزرگ و زیبا، یک ماشین زیبا و بزرگ‌ترین و بهترین مرکز تفریحی را می‌خواهم. من همه چیز می‌خواهم و این حق من است.»
امروزه اگرچه کارت‌های اعتباری این امکان را فراهم کرده است که «الآن بخرید و دیرتر پرداخت کنید»، اما واقعیت اقتصادی این است که باید همیشه یادمان باشد که در نهایت نمی‌توانیم بیشتر از وسع خود خرید کنیم. وانمود کردن به قدرت خرید، زیاد طول نخواهد کشید. چــون نـــرخ بهره‌ها سرسام‌آور و غیر قابل جبران است.
سخت‌کوشی هم فایده‌ای ندارد. با سرعت سرسام‌آور تحول‌ تکنولوژی و بازار رقابت در دنیای تجارت و تکنولوژی، اینکه ما تحصیل کرده باشیم کفایت نمی‌کند، بلکه باید پیوسته آموزش‌های خود را به‌روز کنیم و ذهن خود را گسترش دهیم و پیوسته مهارت‌هایی را در خود به وجود بیاوریم و یا تقویت کنیم تا از دنیای رقابتی خارج نشویم. به‌عنوان مثال در محل کار، مدیران نتیجه‌های به‌دست آمده از کارکنان را بررسی می‌کنند. چنین رقابتی خشن و باقی ماندن در چنین فضایی دشوار است.
نیاز امروز باید با واقعیتِ همین دوره و نوع تقاضای سرمایۀ امروزه تأمین شود. اما عامل اصلی موفقیت، تواناییِ رشد و باقی ماندن در سیستم است. ممکن است شما بتوانید نیازهای سه ماه یا حتی بیشتر از این مدت را تأمین کنید. اما پرسش حقیقی این است که آیا سرمایۀ کافی برای حفظ موفقیت و گسترش آن در طی یک سال، پنج سال و یا حتی ده سال را نیز دارید؟ فرهنگ ما متأسفانه فقط نتیجه‌های امروز را بررسی می‌کند.

اما به‌کارگیریِ قانونِ ایجاد تعادل بین تقاضاهای امروزه و ایجاد توانایی‌هایی که منجر به موفقیت شما در آینده شوند، گریزناپذیر است. حتی این قانون در مورد سلامتی، ازدواج، رابطه‌های خانوادگی و نیازهای شما در جامعه نیز صدق می‌کند.

سرزنش‌ها و قربانی کردن | ۷ عادت مردمان موثر

هر وقت با مشکلی روبه‌رو می‌شوید، به طور معمول انگشت اتهام را به‌سوی دیگران دراز می‌کنید. عادت کرده‌اید که جامعه را مقصر بدانید. «اگر رئیسم مثل احمق‌ها اینقدر منو نمی‌پایید… اگر اینقدر فقیر نبودم… اگر جای بهتری زندگی می‌کردم… اگر این اخلاقم رو از پدرم به ارث نمی‌بردم… اگر فرزندانم اینقدر سرکش نبودند… اگر بخش‌های اداری اینقدر بی‌نظم نبودند… اگر صنعتِ ما رو به سقوط نبود… اگر مردم ما تا این حد تنبل و بی‌انگیزه نبودند… اگر همسرم منو بیشتر درک می‌کرد… اگر… اگر…»
سرزنش کردن همه کس و همه چیز برای مشکلمان ممکن است امری عادی باشد و آرامشی موقتی را به‌همراه داشته باشد، اما باعث می‌شود ما بیشتر از حد عادی با همان مشکلات، درگیر شویم. کسی را به من نشان بدهید که فروتن باشد و مسئولیت وضع خودش را قبول کند و به‌قدری شجاعت داشته باشد که اقدام لازم برای پیشبرد فعالانۀ کارهایش را از بین مشکلاتی که درگیر آن است، خود انجام دهد. اگر چنین کاری را انجام دهید، من قدرت برتر انتخاب را به شما نشان خواهم داد.
استفان کاوی | هفت عادت مردمان مؤثر | انتشارات هورمزدناامیدی، حاصل بدبینی و سرزنش کردن دیگران است. وقتی ما تسلیم این باور شویم که ما، قربانیان وضع خود هستیم و به سرنوشت قطعی خود تن بدهیم، امید و انگیزۀ خود را از دست می‌دهیم و با ننگ و خفت عقب‌نشینی خواهیم کرد.
«من بازیچۀ دست دیگران، یک عروسک خیمه‌شب‌بازی یا یک چرخ‌دنده‌ام که در دستگاه به‌کار گذاشته شده است و هیچ کاری از دستم بر نمی‌آید. فقط به من بگویید که چه کنم!»
خیلی از افراد باهوش و با استعداد نیز چنین احساسی دارند و از ناامیدی و افسردگی‌ای که در پی آن ایجاد می‌شود در عذاب هستند. در فرهنگ عامیانه، واکنش به چنین احساسی، بدبین شدن و عیب‌جویی است. بنابراین خواست‌های خود را در زندگی تا اندازه‌ای پایین بیاورید که با هر چیز یا با حرف هر‌کس، ناامید نشوید. قانونِ ضد ناامیدی، در رشد و امید نهفته است. یعنی اینکه به این کشف برسید: «من نیروی عزّتمند زندگی خودم هستم.»

نبودن تعادل در زندگی | ۷ عادت مردمان موثر

زندگی در دنیای تکنولوژی هر روز پیچیده‌تر، پراسترس‌تر و خسته‌کننده‌تر می‌شود و تقاضایی بیشتر را می‌طلبد. برای انجام دادن کارهایمان باید وقت خود را تنظیم کنیم، بیشتر و بهتر کار کنیم و تلاش کنیم برای باقی ماندن در شگفتی‌های تکنولوژی مدرن، فرد مؤثرتری باشیم. به همین دلیل است که ما، پیوسته موارد بزرگ و کوچکِ سلامتی، خانواده، تعادل و خیلی مسائل مهم را فدای کار خود می‌کنیم.
مسأله این است که کار، تحول‌ها و یا پیچیدگی‌هایش نباید موتور انرژی زندگی ما باشد. در فرهنگ مدرن، این‌طور جا افتاده است که «زودتر سرکار برو، بیشتر بمان، مؤثرتر باش و به‌خاطر آینده، اکنونِ خود را فدا کن!» اما حقیقت این است که این‌ها، آرامش روحی و تعادلی را در زندگی ایجاد نمی‌کنند. مدیران دنبال کسانی هستند که قدرت و گرایش‌های برتر خود را بشناسند، تمرکز داشته ‌باشند و بتوانند با آنان هماهنگ باشند.

 

«این کار چه نفعی به حال من دارد؟» فرهنگ به ما یاد داده است که اگر در زندگی چیزی می‌خواهیم، باید «به‌دنبال بهترین آن باشیم» «زندگی، مسابقه و رقابتی است که بهتر است در آن برنده شویم.» هم‌مدرسه‌ای‌ها، همکاران و حتی اعضای خانواده هم رقیب شما حـــساب می‌‌شوند. هر‌چــه ‌آن‌ها بیشتر برنده شوند، چیز کمتری برای شما می‌ماند. البته ما تلاش می‌کنیم سخاوتمند به‌نظر برسیم و از موفقیت دیگران خوشحال شویم، اما در درون، وقتی کسی به موفقیتی می‌رسد، خودخوری می‌کنیم. دستاوردهای مهم در تاریخ تمدّن، به‌وسیلۀ یک تصمیمِ انفرادی و به‌وسیلۀ یک نفرِ مصمّم به‌دست آمده است. اما فرصت‌های استثنایی و دستاوردهای بی‌شمار در عصر اطلاعات وقتی به‌دست می‌آیند که افراد به اهمیت ما پی ببرند. موفقیت بزرگ و حقیقی وقتی به‌دست می‌آید که چند فکر نامحدود بدون اینکه به خود فکر کنند با احترام دوسویه و با منفعت‌های مشترک با هم کار کنند.

عطش درک شدن از طرف دیگران | ۷ عادت مردمان موثر

یکی از بزرگ‌ترین نیازهای عاطفیِ انسان این است که او را درک کنند. او دوست دارد دیگران صدایش را بشنوند و به او احترام بگذارند و برایش ارزش قائل شوند و او بتواند فردی تأثیرگذار باشد. افراد بسیاری بر این عقیده هستند که کلید تأثیرگذاری ایجاد ارتباط است، اینکه بتوانید حرف خود را واضح بیان کنید و با انگیزه حرف بزنید. در حقیقت، اگر به این موضوع فکر کرده باشید، متوجه شده‌اید که وقتی دیگران با شما صحبت می‌کنند، شما به‌جای اینکه به حرفشان گوش کنید که بفهمید چه می‌گویند، بیشتر وقت‌ها خود را با پیدا کردن جواب حرف ‌آن‌ها سرگرم می‌کنید.
شروع تأثیرگذاری روی دیگران وقتی پیش می‌آید که ‌آن‌ها حس کنند شما تحت‌تأثیر ‌آن‌ها قرار گرفته و ‌آن‌ها را درک کرده‌اید. اینکه خالصانه و واقعی به حرف ‌آن‌ها گوش داده و با ‌آن‌ها روراست بوده‌اید.
اما بیشتر افراد، از لحاظ عاطفی آسیب پذیرند و نمی‌توانند به‌طور عمیق به حرف‌های طرف مقابل گوش کنند. ‌آن‌ها به‌قدری به حرف‌های خود ادامه می‌دهند تا بفهمند طرف مقابل حرف او را درک کرده است، حتی اگر ارتباط دوطرفۀ کلامی هنوز بین آن دو برقرار نشده باشد. فرهنگ ما به این تقاضا و نیازها، درک و تأثیرگذاری‌ها تأکید می‌کند.
به هر حال، قانونِ تأثیرگذاری، براساس درک متقابل است. به این معنی که دست کم یک نفر باید به‌صورت عینی و برای بار اول به حرف طرف مقابلش گوش کند.

 

چالش‌ها و تفاوت‌ها | ۷ عادت مردمان موثر

مردم اشتراک‌های زیادی با هم دارند، با این وجود باز هم به‌طور قابل توجهی با هم فرق دارند. ‌آن‌ها طرز فکرهای مختلف و ارزش‌ها، انگیزه‌ها و هدف‌های مختلف و یا حتی متضادی دارند. به‌صورت طبیعی، چالش‌ها نیز برخاسته از این تفاوت‌هاست. روش رقابتیِ جامعه برای حل اختلاف‌ها و تفاوت‌ها، این نگرش را ایجاد کرده است که «تا می‌توانی برنده شو». گرچه مهارت و تواناییِ سازگاری، یعنی هنرِ درک موقعیت خود و طرف مقابل تا جایی که به موضع متعادل برسیم، خیلی خوب است اما در این حالت، هیچ یک از دو طرف حقیقتاً راضی نیست.
برای رسیدن به نقطۀ مشترک بین دو موضعِ متفاوت، چقدر باید وقت تلف شود؟ چقدر بد است که در به‌کار گرفتن قانونِ همکاریِ مبتکرانه برای حل مشکلات شکست بخوریم، در حالی‌که می‌دانیم استفاده از این رَوش، به‌نسبتِ روش جداگانه، بیشتر کارایی دارد!

خفت و خواری در شخص | ۷ عادت مردمان موثر

سرشت انسان چهار بعد دارد: بدن، ذهن، قلب و روح. به تفاوت‌ها و نتیجه‌های این دو روش توجه کنید:
بدن
گرایش‌های فرهنگی: روش زندگی را تعیین می‌کند، مشکلات مربوط به سلامتی با عمل‌های جراحی و دارو برطرف می‌شود.
قانون: جلوگیری از بروز بیماری‌ها و مشکلات به‌وسیلۀ هماهنگ کردن روش زندگی با قانون‌های سلامتی که در سراسر جهان نهادینه و پذیرفته شده است.
ذهن
فرهنگ: تماشای تلویزیون؛ «منو سرگرم کن!»
قانون: در سطح وسیع و عمیق مطالعه کن و آموزش‌هایت را پیوسته دنبال کن!
قلب
فرهنگ: از رابطه‌هایت با دیگران استفاده کن تا اینکه دنبال منافع خود‌خواهانه و شخصی خود باشی!
قانون: اگر عمیقاً و از روی احترام به دیگـران گوش کنی و به ‌آن‌ها خدمت کنی، خوشحالی و کامیابی بزرگی در انتظار توست.
روح
فرهنگ: تسلیم عیب‌جویی و مادی‌گرایی روزافزونت باش.
قانون: درک کن که منشأ نیازهای اساسی برای درک مفهوم‌ها و مسأله‌های مثبت که در زندگی به دنبال ‌آن‌ها هستیم در قانون‌ها نهفته است. به‌صورت شخصی معتقدم که سرچشمۀ قانون‌های طبیعی، خداست.

 

از شما می‌خواهم که چالش‌های همگانی و چالش‌ها و نیازهای شخصی را در ذهن خود نگه دارید. اگر این کار را انجام دهید، به راه حل و مسیر رسیدن به هدفتان دست خواهید یافت. همچنین شما درخواهید یافت که بین روشی که در فرهنگ عامه متداول است و روشی که براساس قانون‌های صادق در تمام زمان‌ها می‌باشد، تضاد وجود دارد و این تضاد هر روز آشکارتر می‌شود.
در پایان نوشته‌های شخصی می‌خواهم پرسشی را که پیوسته هنگام درس دادن، آن را مطرح می‌کنم، تکرار کنم: چند نفر که در بستر مرگ هستند، آرزو می‌کنند که ای کاش وقت بیشتری را در اداره می‌گذارندند یا تلویزیون تماشا می‌کردند؟ پاسخ روشن است؛ «هیچ‌کس». ‌آن‌ها به کسانی فکر می‌کنند که ‌آن‌ها را دوست دارند؛ به خانواده‌هایشان و به کسانی که به ‌آن‌ها خدمت کردند.
حتی روانشناس بزرگ آبراهام ماسلو ، در آخر عمر خود خوشحالی و کامیابی‌اش را دستاوردهایش که برای نسل آینده مفید خواهد بود، ابراز کرد. او دستاوردهایش را تعالیِ شخصی ماورایی نامید. این حرف در مورد من نیز صدق می‌کند. تا حالا بزرگ‌ترین و رضایت‌بخش‌ترین تأثیرگذاریِ قانون‌هایی که در این کتاب آمده است را روی فرزندانم و نوه‌هایم دیده‌ام.

برای نمونه، نوۀ نوزده سالۀ من شانون، خودش را وقف خدمت به یتیمان در رومانی کرده است. روز عید تعمید حضرت عیسی برای من و همسرم نامه نوشت که یک روز، کودک بیماری با دیدن شانون، او را در آغوش گرفته است. در آن لحظه، مشکل درونی شانون حل شد: «من دیگر نمی‌خواهم خودخواهانه زندگی کنم. من زندگی‌ام را وقف خدمت به دیگران خواهم کرد.» او هنوز در رومانی به مردم خدمت می‌کند.
تمام بچه‌های من ازدواج کرده‌اند و به‌همراه همسرانشان از قانون‌های این کتاب پیروی می‌کنند و به ‌خدمت به دیگران متمرکز شده‌اند. پیروی از این قانون‌ها باعث شادمانی فرزندانم شده است.
وقتی مطالعۀ کتاب «هفت عادت مردمان مؤثر» را شروع کنید، به شما قول می‌دهم یادگیری پرماجرا و پرهیجانی در انتظار شماست. آنچه می‌آموزید را در اختیار کسانی که ‌آن‌ها را دوست دارید، قرار دهید. و مهمتر اینکه به‌کارگیری آنچه آموخته‌اید را آغاز کنید. به خاطر داشته باشید، اگر چیزی بیاموزید اما آن را به‌کار نگیرید، گویی چیزی یاد نگرفته‌اید و اگر چیزی را بدانید اما آن را انجام ندهید، انگار آن مطلب را نمی‌دانید.
خود من با این کتاب زندگی می‌کنم. با خواندن کتاب هفت عادت، در برخورد با چالش‌ها بهتر برخورد خواهید کرد و ماهیت چالش‌ها برایتان تغییر می‌کند، درست مثل وقتی اسکی، گلف، تنیس و یا هر ورزش دیگری انجام می‌دهید. چون من خالصانه و هر روز با این قانون‌ها زندگی می‌کنم، با کمال میل در این ماجرا با شما همراه می‌شوم.

استفان آر. کاوی

هفت عادت مردمان موثر

• قانون «تعادل پی/ پی‌سی» تعادل وسیله با هدف | هفت عادت مردمان موثر
این قانون با یادآوری حکایت ایساپ ـــ داستان‌نویس یونانی قرن ششم قبل از میلادــ دربارۀ غاز تخم طلا به‌راحتی درک می‌شود.
این حکایت، داستان کشاورز فقیری است که یک روز می‌بیند در آشیانۀ غاز خانگی‌اش، یک تخم طلایی می‌درخشد. اول فکر می‌کند ممکن است حقه‌ای در کار باشد. اما وقتی تخم‌ طلایی را به گوشه‌ای پرتاب کرد، فکر دیگری به سرش زد و شروع به بررسی آن کرد.
این تخم از طلاست! کشاورز نمی‌توانست این شانس را باور کند. حتی وقتی روز بعد، این تجربه تکرار شد، کمتر به فرصت پیش آمده ایمان داشت. او هر روز، بیدار می‌شد و تخمی طلایی در آشیانۀ غاز پیدا می‌کرد. کشاورز، به‌شکلی رؤیاگونه پولدار شده بود. اوضاع خیلی بهتر از حدی بود که حقیقی به‌نظر برسد. اما همان‌طور که ثروتش افزایش می‌یافت، کشاورز حریص‌تر و ناشکیبا‌تر می‌شد. او دیگر نمی‌توانست صبر کند که غاز، روزی یک تخم طلا بگذارد. پس تصمیم گرفت که غاز را بکشد و تمام تخم‌های طلا را یک‌جا به‌دست بیاورد. اما وقتی شکم غاز را شکافت، خالی بود. هیچ تخم طلایی در کار نبود و دیگر هیچ راهی برای به‌دست آوردن تخم طلا وجود نداشت. کشاورز غازی که تخم طلا می‌گذاشت را نابود کرده بود.
من فکر می‌کنم این داستان یک قانون طبیعی است؛
تعریف اساسی تأثیرگذار بودن: بیشتر مردم به تأثیرگذاری، مثل پارادایم تخم طلا نگاه می‌کنند: هر چه بیشتر تولید کنی و انجام دهی، تأثیرگذارتر خواهی بود.
اما همان‌طور که داستان نشان داد، تأثیرگذاری حقیقی، کارکرد دو مفهوم است: چه چیزی تولید می‌شود (تخم‌های طلا) و تولید سرمایه یا ظرفیت تولید (غاز).
اگر شما بپذیرید که الگوی زندگی بر تخم‌های طلا متمرکز می‌شود و غاز را نادیده می‌گیرد، شما به‌زودی سرمایه یا ظرفیت تولید تخم‌های طلا را از دست خواهید داد. از سوی دیگر، اگر فقط مراقب غاز باشید و برای استفاده از تخم‌های طلا هیچ هدفی نداشته باشید، به‌زودی تبدیل به کسی می‌شوید که غاز پرورش می‌دهد و برایش غذا تهیه می‌کند تا شاید روزی غاز را به‌عنوان غذا استفاده کند! تأثیرگذاری، در داشتن تعادل نهفته است که من آن را تعادل پی/پی‌سی، یعنی تعادل هدف/وسیله می‌نامم که «پی» در واقع میزان نتیجه و برداشت شما از آرزوهایتان است یا همان تخم‌های طلا و «پی‌سی» نیز توانایی یا سرمایۀ شما برای به‌دست آوردن تخم‌های طلاست.

پی‌سی روابط خانوادگی | هفت عادت مردمان موثر
اگر دو نفر که با هم ازدواج می‌کنند، بیشتر نگران سود یا همان تخم‌های طلا باشند و در حفظ و نگهداری رابطه ـــ که رسیدن به آن سودها را ممکن می‌کندـــ غفلت کنند، تبدیل به افرادی بی‌احساس و بی‌ملاحظه می‌شوند که یادشان می‌رود اندکی مهر و محبت در عمیق کردن ارتباط بین آن‌ها بسیار تأثیر دارد.
پس، شروع به بازیچه کردن طرف مقابل می‌کنند، روی نیازهای خود متمرکز می‌شوند تا جایگاه خود را محکم کنند و به‌دنبال مدرکی هستند که ثابت کنند همسرشان در اشتباه است. عشق، مفهوم رابطه، ملایمت و خود‌جوش بودنِ رابطۀ آن‌ها، رو به نابودی می‌رود. غاز هر روز بیمار و بیمار‌تر می‌شود؛ و اگر اوضاع به‌همین منوال پیش رود، روزی بالاخره خواهد مرد.

پی‌سی سازمانی | هفت عادت مردمان موثر
شرکت‌هایی هستند که در مورد حقوق مشتریان خیلی صحبت می‌کنند اما کارکنان، یعنی کسانی که با مشتریان سروکار دارند را نادیده می‌گیرند. قانون پی‌سی می‌گوید: «با کارکنان خود همان رفتاری را داشته باش که از آن‌ها می‌خواهی با بهترین مشتریان داشته باشند.»
ممکن است یک نفر را بخری اما نمی‌توانی روی قلبش تسلط داشته باشی.

توسط |۱۳۹۷-۷-۲۱ ۰۷:۰۷:۳۶ +۰۳:۳۰۷ام خرداد, ۱۳۹۷|مطالب ویژه|بدون دیدگاه

درباره نویسنده:

دیدگاه خود را بنویسید